موارد صرفه جویی دختر ها :
می خواست در مصرف عقل صرفه جویی کند , عاشق شد.
می خواست در مصرف رندگی صرفه جویی کند , خودش رو دار زد.
می خواست در مصرف انرژی صرفه جویی کند , به خانه آرزوهایش اسباب کشی کرد .
می خواست در مصرف سکوت صرفه جویی کند , به نشانه اعتراض سکوت کرد.
می خواست در مصرف راه صرفه جویی کند , بر گشت .

منظور من چیه؟...یعنی اینکه ...داستان زیر را بخونید
دختری که در مغازه روسری فروشی کار می کرد...وقتی پسری به همراه خواهرش برای خرید وارد
مغازه می شوند ...نا گهان دختر که پسر را می بیند...عاشق پسر میشه (باشه!...وخی آمو!)
پسر که بسیار باهوش بود فهمید که دختره ازش خوشش اومده...به هر حال خرید می کنن و می رن...
پسر فردای همان روز میاد و به مغازه میره...و الکی میگه دیروز که روسری را گرفتیم اون یکی خواهرم
هم خوشش اومده ...اگه میشه یکی دیگه بدین...در هنگام خرید پسر شروع می کند به پرسیدن سوالهای چرت و پرت
تا دل دختره را بگیره تو دستاش...بهرحال این قضیه ادامه پیدا می کنه تا جایی که دختر هی پیش خودش انتظار
می کشیده تا پسره کلام آخر را بگه و پیشنهاد دوستی و ازدواج بده...
و بلاخره روز مو عود فرا میرسه و پسر حرفش را میزنه...
پسر : می خواستم یک چیزی بگم...
دختر : بگو
پسر : ( حرفش را میزنه)من از شما خوشم اومده و می خواستم برای آشنایی بیشتر با شما
با هم دوست باشیم...
دختر : (از خوشحالی بال در آورد تا اونجا که تو رویاهاش انقدر رفت بالا تا سرش خورد تو سقف)
دختر : نه!
^^^^^ ببخشید چرا این دختر گفت نه!! هر جور حساب کنی درست در نمیاد!!!
پسر : منظور من این بود که اگه تمایل داشته باشید...حالا که شما تمایل ندارید...پس خداحافظ
چرا با اینکه دختر لحظه شماری می کرد که پسر پیشنهاد را بده گفت نه!
علتش این بود که اون دختر احمق هول(شاید هم حول) شده بود و چون اون مغز کوچیک دخترها از نوع پردازندهای
لامپهای خلا می باشد...نتونست این اطلاعات را پردازش کنه...
پس می شه نتیجه گرفت که جواب دادن این دختر به هیچ عنوان روی حساب نبوده....
ولی فقط می دونم که صداشون (عین میکروفن هست که می برین کنار بلنگو چه صدای جیغ مانندی درست میشه ها)عین روباه که زوزه می کشه.....آآآآآوووووووووووووووو
وای خدا نکنه که یک چیزی براشون خنده دار باشه زوری اینقدر می خندن تا حاشون بد بشه
با این کارشون می خوان جلب توجه کنن...تا یک پسر بهشون بخنده...حالا اون بی شعو(دختره)نمیدونه که پسره داره به اینکه این که اینقدرد نفهمو بی شعوره می خنده نه به خودش........
یک چیزی هم بهتون بگم ۱۰۰٪ درست :
دخترها بسیار بسیار بسیار ساده هستن........
اگه می خواین(با شما هستم پسرها)اعتماد یک دختر را به خودتون جلب کنین
سعی کنین یک چیزایه الکی و بدرد نخور را بهلوش اعتراف کنین که دختره فکر کنه شما اینقدر او را شریک رازهای خود کردین برای نمونه بهش بگین.....
توجه کنین عین همین!!! برای مثال من اسم اون دختره را می ذارم کلاغ
ببین کلاغم....(سرتو بنداز پایین برای ۳ ثانیه و دوباره بیار بالا)
می خوام یک چیزی را بهت بگم... البته این را تو دلم خیلی وقته نگه داشتم ولی حالا دیگه تحملم تموم شده و دیگه نمی تونم برات نگم.... ابته برای این تا حالا برات نگفتم چون دوست نداشتم کلاغم ناراحت باشه دوست دارم تو هم شاد باشی و نخوای بخاطر من خودت را ناراحت کنی....
(حرفت را بزن می تونی اگه اشتباهی کردی بگی)و حتما بعد از اینکه حرفت را زدی این را بگو
(حتما حتما حتما حتما یادت نره اینو بگیا اگه نگی ۹۰٪ کارو انجام ندادی)
البته می دونم تقصیر من بود. حق با تو.منم جای تو بودم ناراحت می شدم...ولی مطمئن باش اگه دوستت نداشتم هیچ وقت بهت نمیگفتم چون من .... نمی دونم چرا اینقدر فکر می کنم به تو نزدیکم این خواست خدا بوده تا من و تو به هم برسیم......
البته شما باید متناسب با نوع کار خود و احساسات طرف مقابل حرفهایتن را بیان کنید..
سعی کنید خاطراتی که در شروع دوستی شما با او اتفاق افتاده را دوباره بیان کنید و هی بگید و بگین یادته......!!!!!!!!!
هیچ وقت از کوره در نرین!!! سعی کنید حرف او را تایید کنید و اگر حق باشماست . حرفتون را بزنید ولی در آخر بگید...باشه اگه تو فکر میکنی من هم قبول دارم....
وای چقدر نوشتم بقیه اش برا بعد
خلاصه افکار و احساسات او را رد نکنید......
ترم 1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERROR ميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند. و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال)همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبه ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!
ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند.اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)
ترم 3 - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيدا مي کنند.همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام!
ترم 4 – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!)
شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟
ترم 5 –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!)
ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!!
ترم 7 – به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند!
ترم 8– دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!!
بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند
And The God Created The Woman
و خداوند زن را آفريد
God created Woman out of the left side of man
خداوند زن را از پهلوي چپ مرد آفريد
not from his head to be above him
نه از سر او تا بر او مسلط گردد
not from his foot to be trampled by him
نه از پاي او تا لگد كوب اميال او گردد
but from his side to be equal with him
بلكه از پهلوي او تا برابر او باشد
and from under his arm to be supported by him
و از زير بازوي او تا در حمايت او باشد
and from nearest to his heart
و از نزديكترين نقطه به قلب او
to be loved by him.
تا مورد عشق او باشد
anonymous ترجمه و تنظيم دكتر الهي قمشه اي


نگاه میکنم چشمم دنبال کسی نیست 